نمایش یا درام به معنای نشان دادن، باز نمودن و مرادف اصطلاحات تماشا، تقلید و بازی است؛ در اصطلاح به هر اثری که برای اجرا در روی صحنه تئاتر توسط بازیگران نوشته شده باشد، نمایشنامه میگویند. هدف از مقاله پیش رو بررسی جایگاه ادبیات نمایشی در کتب درسی می باشد. در واقع ادبیات نمایشی به عنوان واسطه ای در بین ادبیات و صحنه نمایش قرار داد. با استفاده از این هنر بازیگران نمایش به ایفای نقش خود می پردازند. به بیان دیگر ادبیات نمایشی داستانی است که نویسنده نمایش آن را می نویسد و بازیگران با خواندن متن به اجرای آن می پردازند.
از زمان شروع یک نمایشنامه در ذهن نویسنده آن تا تصویری که مخاطب از صحنه نمایش برداشت می کند عوامل بصری زیادی نقش دارند. نویسنده باید از ادبیات نمایشی به گونه ای استفاده کند که تاثیر گذار باشد. در ادبیات نمایشی مفاهیم جملات و کلماتی که گفته می شود بسیار مهم است. بررسی ها نشان می دهد با کمی تامل و تلاش می توان از ادبیات نمایشی بعنوان ابزاری قوی برای تقویت ادبیات ملی استفاده نمود.


بی گمان هویت هر ملتی از مهمترین عوامل شکل گیری آن جامعه می باشد. ملل گوناگون سعی تمام دارند تا با شناسایی مولفه های هویت، زمینه تقویت و انسجام آن را فراهم آورند. هویت عامل اصلی وفاق و انسجام ملی است. مفهوم هویت درهمه مراحل زندگی فرد وجود دارد و همیشه با انسان همراه است. هویت ملی واجتماعی از دوران کودکی تابزرگسالی بر زندگی افراد تاثیرگذار است و ضروری است که به این موضوع در برنامه های درسی مدارس و مراکز آموزشی توجه شود.
برنامه ریزی درسی در راستای آموزش هویت ملی به کودکان پیش دبستانی یک مطالبه عمومی و قانونی است و چگونگی و میزان کمیت و کیفیت آن مستلزم وجود محتوا و روشهای آموزش و ارزیابی مناسب و قابل اجرا و مربیان توانا است. این نوشتار بر آن است که علاوه براهمیت آموزش هویت ملی به کودکان به نقش آموزش و پرورش پیش دبستانی در هویت یابی ملی کودکان پیش دبستانی بپردازد.

